چرا جمهوری اسلامی بطور فعال از نشاط و شادابی جامعه جلوگیری میکند
چه چیزی در شادابی و نشاط جامعه نهفته است که ج.ا اینچنین در طی این ۳۰ سال آنرا به شدت محدود میکند؟ آیا این از دستورات اسلام است که جلوی نشاط را بایدگرفت؟اگر چنین است پس چرا در مقایسه با سایر کشورهای اسلامی، ایران در میان مغمومترین آنهاست؟ با نگاهی گذرا به پرسش های بالا میتوانیم به دلیل اصرار ج.ا در افسرده نگاه داشتن جامعه پی ببریم
در اواخر دهه هفتاد در جلسه پرسش و پاسخی که توسط رهبر، علی خامنه ای، برای پاسخ گویی به سوالات جوانان برگزار شده بود جوانی از ایشان در خصوص رنگ پوشش در اسلام پرسید. وی در پاسخ گفت که در اسلام حکم خاصی در رابطه با رنگ وجود ندارد و تنها نکتهای که اسلام به آن اشاره دارد خودداری از استفاده از رنگهای تیره است! این جمله از زبان کسی خارج میشود که رژیم تحت سلطه او همواره با زنان و جوانانی که از رنگهای شاد استفاده میکنند برخورد شدید میکنند. مدارس، دانشگاهها و ادارات دانش جویان و کارمندان خود را از استفاده از رنگهای روشن بر حذر میدارند و در صورت تخلف با اشخاص به شدیدترین نحو برخورد میکنند
مجالس جشن به شدت محدود میشوند و استفاده از الات موسیقی ممنوع اعلام میشود. در تاریخ آمده است که ایرانیان یک آلت موسیقی شبیه به گیتار داشته اند که بربط نامیده میشد و از آن در مجالس شادی و پایکوبی استفاده میکرده اند. پس از حمله اعراب به ایران، آنها آنچنان به این آلت موسیقی علاقه مند میشوند که شروع به استفاده از آن میکنند. اعراب با حمله خود به اسپانیا این آلت موسیقی را به اسپانیا میبرند و در آنجا نیز این آلت موسیقی با استقبال عمومی مواجه شده و پس از چندی موجب پیدایش گیتار اسپانیای میشود. پس چگونه است که ج.ا که دأعیه اسلام دارد اینچنین در مقابل یک حکم امضائی که در تاریخ ثبت شده میایستد. در اینجا قصد من تائید یا ردّ احکام اسلام نیست و دو مثال بالا صرفا بدین جهت عنوان شد که تناقضات ج.ا در ظاهر و باطن آشکار گردد
شاید به جرأت بتوان گفت که به استثنای عربستان سعودی، میزان آزادیهای فردی و نشاط در ج.ا از سایر کشورهای مسلمان منطقه و دنیا کمتر است. در تمام کشورهایی که بهار عربی در آنها شکوفا شده، تونس، مصر، لیبی و سوریه میزان آزادیهای فردی به مراتب بیشتر از ج.ا است. حجاب در هیچ یک اجباری نیست، موسیقی محدودیتی ندارد و جشن و شادی به هیچ وجه محدود نمیشد (نمیشود)، در تمام این کشورها و بسیاری دیگر از کشورهای اسلامی جشنهای ملی و پایکوبی خیابانی همراه با موسیقی وجود دارد و همه ما شاهد آنها بوده ایم. در کشورهای بالا شادی و نشاط، آزادیهای فردی و اجتماعی مادامیکه قدرت سیاسی را هدف قرار ندهند هیچگونه محدودیتی ندارند. به عبارت دیگر در این کشورها اختناق سیاسی وجود دارد اما اختناق اجتماعی و فردی تا حد زیادی غایب است. حال آنکه در ج.ا این اختناق مرگبار در تمام حوزهها از قبیل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و حتی فردی وجود دارد
برنامه ریزان نظام بطور هدفمند از ایجاد محدودیت برای شادابی و نشاط جامعه به عنوان یک ابزار تنبیه اجتماعی استفاده میکنند. بستن سواحل دریا بروی مردم، خاموش کردن چراغ پارکها در ساعات اولیه شب، ایجاد محدودیت زمانی برای فعالیت مراکز خرید و بسیاری محدودیتهای دیگر، بدون هیچ دلیل ویژه ای، توجیهی غیر از این ندارند. به سختی میتوان دلیل دیگری برای ممنوعیت خانوادهها که با رعایت قوانین خود نظام همچون رعایت حجاب، عدم استفاده از الکل یا موسیقی و ... و صرفا برای تفریح به پارک رفته اند یا در کنار ساحل قدم میزنند، یافت.
در خلال اعتراضات عمومی پس از انتخابت جنجالی ۸۸، برق برخی مناطق شهر، بیشتر مناطقی که تعلق به قشر متوسط جامعه داشت، قطع میشد. رستورانها و فروشگاههای محلی مجبور به تعطیلی زود هنگام بودند، خطوط موبایل قطع میشد و مردم در خانههای خود همچون همچون مجرمان حرفهای زندانی میشدند. جالب توجه است که این اقدامات از الگوی خاصی تبعیت نمیکرد، بدین معنا که تنها مناطقی که در آنها اعتراض صورت گرفته بود را شامل نمیشد بلکه مناطق آرام را نیز در بر میگرفت. این عمل در واقع یک تنبیه اجتماعی و دسته جمعی بود که رژیم بواسطه آن میخواست این پیام را به مردم برساند که اگر دست به اعتراض بزنید همین امتیازات اولیه را نیز از شما سلب خواهیم کرد. پس از اینکه میتوانید از پیتزا فروشی محلتان غذا بخرید یا در مقابل بستنی فروشی مورد علاقه تان بستنی بخورید شکر گذار باشید چون این حقوق نیز به آسانی قابل سلبند. آیا خرید پیتزا و یا خوردن بستنی در خیابان بر خلاف اصول اسلامیست؟
پاسخ، اما، در نکتهای دیگر نهفته است. نتیجه سلب شادی ایجاد افسردگی عمومیست؛ نتیجه مستقیم افسردگی، انفعال و بی تحرکیست و این دقیقاً هدفیست که رژیم بطور فعال و هدفمند دنبال میکند. شاید یکی از دلایلی که باعث پایداری و خستگی ناپذیری بهار عرب شد همین بود که جوامع آنها علیرغم فقر، بیکاری، فساد مالی و اداری در حد جامعه ایران مغموم و افسرده نبود. جرقههای موضعی در جامعهای که گرفتار افسردگی و انفعال عمومیست اثر گذار نبوده و خاموش میشوند. انقلاب ۵۷ هنوز در خاطر بسیاری از ما زنده است و تصاویر آن هنوز از شبکههای ج.ا پخش میشوند. شور و نشاط را میتوان در میان شعلههای خشم مردم دید. نیازی نیست که به ۳۳ سال پیش برگردیم. دو سال پیش و در جریان مناظرههای انتخاباتی شور و نشاط برای مدتی هر چند کوتاه به جامعه باز گشت و یکی از دلایل حضور خیل عظیم مردم در ابتدای اعتراضات وجود همین شور و نشاط بود.
روانشناسان و متخصصان بارها و بارها نسبت به افزایش افسردگی در جامعه هشدار داده اند غافل از اینکه رژیم نه تنها اقدامی در رفع آنها نمیکند بلکه برای بقای خود بطور مستمر به آنها دامن میزند. در حوزه اجتماعی، این افسردگی منجر به افزایش چشمگیر اعتیاد و جرم و جنایت در جامعه شده و وضعیتی خشن و نابسامان پدید آورده است. در حوزه سیاسی این عامل مخرّب تر بوده و موجب خود باختگی و خود کوچک بینی ایرانیان شده که هر دو اثر به نوبه خود بر میزان انفعال و غمزدگی جامعه میافزاید. مقالات، نظرات و مطالب متعددی، که روز به روز بر تعدادشان افزوده میشود و حتا گاهی از سوی فعالان سیاسی و روشنفکران ابراز میشوند، در سطح جامعه و در فضای مجازی پخش میشوند که بطور مستمر به این خودباختگی سیاسی دامن میزنند.
در بسیاری مقالات ایرانیان ترسو و بی جرأت معرفی میشوند و از اینکه بهار عربی در برخی کشورهای عرب زود تر به نتیجه رسید خود و سایر ایرانیان را سرزنش میکنند. این دیدگاهها بسیار غیر علمی بوده و اثرات مخرّبی بر روح و روان ما ایرانیان دارند. علاوه بر موضوع این مقاله که محور آن سیاست ویرانگر سلب ازادیهای فردی و اجتماعی و ممانعت جامعه از برخورداری از حد اقل نشاط از سوی ج.ا است میتوان از بودجه عظیم رژیم نیز به عنوان دلیل دیگری در استقامت این نظام پلید در برابر مردم یاد کرد؛ مجموعه بودجههای ۴ کشور مصر، تونس، لیبی و سوریه از بودجه سالانه ایران کمتر است. آنچه امروز در کشورهای عربی در حال رخ دادن است ۳۳ سال پیش در کشور ما رخ داد و حتا میتوان گفت که اولین جوانههای سبز بهار عربی از کفّ خیابانهای تهران سر بر افراختند.
بنا بر این با شناخت بهتر ویژگیها و سیاستهای پلید ج.ا، میتوانیم قدرت درک و قضاوت خود را افزایش داده و از فرو رفتن هر چه بیشتر خود و کشورمان در گرداب خود باختگی و افسردگی سیاسی و اجتماعی جلوگیری کنیم.
هوشیار
به نام یزدان بخشاینده بخشا
پاسخ دادنحذفدرود ویژه بر شما
زدید به هدف!
من هم به این موضوع خیلی فکر کردم
ج.ا عمدا مردم رو افسرده می کنه
سریالهای خشن و غم انگیز
سخنرانی های آخوندهای منحرف
مبارزه آخوندها با موی زنان و آشپزخانه اوپن و ساز موسیقی و نظایر اون
جالب است که از پیامبر حدیثی به این موضوع گفته شده است : من با "بنی عباس" چه کرده ام که دنبال امت من می افتند و به آنها "لباس سیاه" می پوشانند! خداوند لباس آتشین به آنها بپوشاند!
البته در زمان پیامبر (بنی عباس = عموزادگان پیامبر) حکومت نمی کردند و کاری با مسلمانان نداشتند!
من باور دارم که اینها همان دولت بنی عباس هستند که در احادیث گفته شده است
همچنین انگلیس و آمریکا, جمهوری اسلامی رو بر پا کرده اند تا بگویند "ایرانیان = جمهوری" و "مسلمانان = اسلامی" نمی توانند حکومتی آزاد و با نشاط داشته باشند !!!
اینها خائن هستند
مردم باید این رو بدونند
من و شما و کسانی که "درست" فکر می کنیم باید با فعالیت گسترده در فضای سایبری و همچنین بیرون مردم رو از این خیانت ها و مسائل پشت پرده آگاه کنیم
عده ای صرفا جنایات و سخنان مسخره آخوندها را در اینترنت بازگو می کنند
که خود اینها بازدارنده هستند
پس باید مایی که می فهمیم جامعه خودمونو نجات بدهیم
فعلا خدانگهدار شما