کمتر کسی در ایران هست که به شدیدترین وجه منتقد تنها رئیس جمهور قانونی و برگزیده پیشین، محمد خاتمی، به دلیل سستی در برخورد با تمامیت خواهان نباشد. از سران و اعضا حزب اصلاح طلب گرفته تا مردم عادی که به وی رای دادند. پس از به قدرت رسیدن احمدی نژاد در مجلسی خصوصی یکی از نمایندگان اصلاح طلب مجلس پیشین به شدت از خاتمی انتقاد میکرد. وی اظهار داشت که در جریان وقایع کوی دانشگاه در سال ۷۸ تمامیت خواهان به کلی قافیه را باخته بودند و آن زمان فرصت مناسبی بود که خاتمی اصلاحات را با تصمیمات مقتدرانه به پیش برد. به گفته وی اگر در خلال این شورشها خاتمی مردم و دانشجویان را برای سخنرانی به میدان آزادی دعوت میکرد و خیل میلیونی مردم به خیابانها میآمدند باخت اقتدار گرایان صد در صد بود. به گفته وی، بجای این کار خاتمی در حاشیه نشست و اجازه داد که اقتدار گرایان هر چه میخواهند بکنند و این بزرگترین ضربه را به حرکت اصلاح طلبی وارد آورد.
این صرفا یک تحلیل از میان صدها تحلیلی ست که خاتمی را به انفعال و عدم پویایی و اقتدار در راه اصلاح نظام متهم میکند. تحلیلهای مشابه دیگری هم هستند که هر یک از ما ممکن است آنها را راه حل از دست رفته بدانیم.
پس از انتخابات جنجالی ۸۸ ما شاهد یک قیام شگفت انگیز بودیم که به واسطه خشونت بیش از حد رژیم به سردی گرایید. میلیونها نفر به خیابانها آمدند و با حمایت از منتخبین واقعی خود (موسوی و کروبی) شعار رای من کجاست سر دادند. موسوی و کروبی که جایگاهی هم تراز (اگر نه بالاتر از خاتمی) در نظام داشتند به رهبران یک جنبش تبدیل شدند. اقتدار گرایان با هم سنگران و هم قطاران آنچنان رفتار خشنی کردند که دنیا را شگفت زده کرد. موسوی و کروبی در میان شعارهای " موسوی، کروبی بازداشت بشه ایران قیامت میشه" بازداشت شدند و اینک چندین ماه از حبس آنها میگذرد بدون اینکه آب از آب تکان بخورد.
نظاره وقایع اخیر سوالاتی را به ذهن متبادر میسازد که پاسخ دادن به آنها آسان نمینماید:
آیا خاتمی از پتانسیل خشونت و توانایی موجود در جناح اقتدار طلب آگاهی کامل داشت و نگران بروز وقایعی مانند وقایع اخیر بود؟
آیا وی تن به اصلاح لاک پشتی داد که از برخورد خونین جلوگیری شود؟
آیا وی میدانست که اگر دستگیر و بازداشت شود آب از آب تکان نمیخورد و پرونده اصلاحات یکباره و برای همیشه بسته میشود؟
به سختی میتوان پاسخی قاطع و روشن به سوالات بالا داد. ولی شاید بتوان چنین درس گرفت که پیش بینی در مورد چگونگی پیشرفت امور در صورت اتخاذ تصمیم یا سیاستی خاص در گذشته نه تنها کار آسانی نیست بلکه دقت آن به شدت مورد تردید است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر